احرام در میقاتو اکنون به میقات آمده ای، باید لباس عوض کنی، لباس! آنچه تو را، توی آدم بودن تو را، در خود پیچیده، پوشیده، که لباس، آدم را می پوشد، و چه دروغ بزرگی که آدم لباس را می پوشد! آدم بودن آدم مخفی می شود، در جامعه گرگ روباه، موش یا میش خودنمایی می کند. لباس یک فریب است، یک کفر است، کفر پوشیدن حقیقت است. کلمه لباس یک معنی معنی دیگری هم دارد. در باب افتعال، آن را می توان فهمید. التباس، یعنی اشتباه! عوضی گرفتن!
لباس، نشانه است، حجاب است، نمود است، رمز است، درجه است، عنوان است، امتیاز است، رن
برچسب:
نویسنده: پارسا زمانی
در آستانه ورودی، می خواهی آغاز کنی، پیش از هر چیز، باید نیت کنینیت کن! همچون خرمایی که دانه می بندد. ای پوسته، ای پوک، بذر آن خودآگاهی را در ضمیرت بکار، درون خالی ات را از آن پرکن، همه تن مباش، دانه بند! بودنت را پوستی کن بر گرد هسته ایمانت، هستی شو، هست شو، همه حباب مباش، در دل تاریکت، شعله را بر افروز، بتاب، بگذار پر شوی، لبریز شوی، بدرخشی و شعشعه پرتو ذات، بی خودت کند، خود کند، ای همه جهل، همیشه غفلت! خداآگاه شو، خودآگاه شو.
و اکنون دیگر مقیدی، مسوولی، در احرامی، در حریمی، راهی حرمی، عازم مک
برچسب:
نویسنده: پارسا زمانی